جهان پَر
-
تاریخ: 1398/10/1 ساعت: 6:09
امروز بعد از مدتها با خودم خلوت کردم زیاد تنهام، اما اینکه خلوت کنم کم پیش میاد. اینکه در لپتاپ رو ببندم، گوشی رو کنار بذارم و برام مهم نباشه که کی چی ممکنه بگه و چهکارم میتونه داشته باشه. پیشنهاد
زندگی بر رواله
-
تاریخ: 1398/10/1 ساعت: 6:09
فکر کنم اینکه یه وبلاگ زودبهزود آپدیت نشه نشونهی خوبی باشه. راستش وقتی گفتم این مطلب رو بنویسیم اینطوری فکر میکردم. ولی خب شایدم دیگه از حد گذشته که یه وبلاگ آپدیت نمیشه. مثلا دیگه حتی حرف زدن هم
....
-
تاریخ: 1398/10/1 ساعت: 6:09
خوب حرف میزنید، اما بد عمل میکنید... این حال آدم رو بد میکنه. +مخاطب خاص داره، الزاما هرکس که خوندش مخاطب این جمله نیست.
کارتل
-
تاریخ: 1398/10/1 ساعت: 6:09
بعد از کلی اصرار دوستان شروع کردم برکینگ بد دیدن. و خب حالا بعدازظهرا که میخوابم، خواب میبینم رئیس کارتل مواد مخدر شدم و یا دارم مواد تولید میکنم یا دارم حال دشمنام رو می گیرم :))))با همچین موجود جوگیری طرفید
کانفورمیست
-
تاریخ: 1398/10/1 ساعت: 6:09
آیا مهلک بودن این سرنوشت را میدانی؟ این چنین شرمآور بودن را؟ مرعوب از ترد شدن، وحشتزده از حذف شدن، آشفته از چشیدن طعم تلخ اقلیت بودن، دشواری وانهادن منفعتی حقیر را؟ بله میدانی! و از این روست که سا
تو چنین بد چرایی؟
-
تاریخ: 1398/2/27 ساعت: 14:28
وردی، جادویی جنبلی جهت خوب شدن حال هوا، اگه سراغ دارید خریداریم :| یعنی بابای ما رو درآوردم. قشنگ هی از طبقهی دوم به حیاط، نیم ساعت فوقش کاشتن بذر و این چیزا، بارون، دوان داون همهی وسایل رو جمع کردن و دویدن به طبقهی دوم. نیم ساعت بعد هوا خوبه و دوباره همهی اون سطر مذکور تکرار میشه نیم ساعت بعد هوا خ...
مگس نباشیم
-
تاریخ: 1397/12/20 ساعت: 6:12
تو باور مردم مگس فقط روی چیزای کثیف می شینه. که خب اشتباهه اما چیزیه که جا افتاده. طبق همین باور یه جمله ای هست که گاهی راهگشا است. و اونم اینه که: « مگس نباشیم که فقط رو کثیفی ها می شینه» حرف خوبیه
خیالتان راحت
-
تاریخ: 1397/12/20 ساعت: 6:12
فراموشی چیز خوبی است. البته وقتی یک کلمه را فراموش میکنم و زور میزنم آن کلمهی بدیهی و ساده را به یاد بیاروم، و دوری میکنم از تشریح کلمه با ذکر خصوصیات و غیرهاش، به مرز فروپاشی میرسم. انگار بمبی
حال بد، حال خوب
-
تاریخ: 1397/12/20 ساعت: 6:12
چند روزی بود داغون بودم. حس له بودن و بیهوده بودن میکردم. انگار کلا قرار نیست اتفاقی بیافته، موفقیتی در راه نیست و ... دو سه روز که گذشت برگشتم و با خودم خلوت کردم. گشتم ببینم چه اتفاقی افتاده که انق
اربعین
-
تاریخ: 1397/12/20 ساعت: 6:12
همین چند ساعت پیش رسید رسید و من عطر حسین را در چشمان اشک آلودش دیدم... وقتی که از خانوادهای کپرنشین میگفت که آنها شبی را میهمانشان بودند جدا جز حسین چه کسی میتواند قلبها را این طور نزدیک کند؟ ه
لعنت به شبهای من
-
تاریخ: 1397/12/20 ساعت: 6:12
خیلی وقت بود که راحت میخوابیدم. و به قول ملت خواب نمیدیدم. چندین سال(البته درستش اینه که خوابهام رو یادم نمیموند) اما ده روزه که شبهام دیوانه کننده شدن. اول اینکه خوابم نمیبره. هر شب دست کم دو سه
متنفرم
-
تاریخ: 1397/12/20 ساعت: 6:12
خواستم بنویسم از چی متنفرم و از چه نوع آدمهایی اما همین که اولین کلمه رو نوشتم، دیدم خودمم از همونام جالبه :) امیدوارم خیلی زود این مشکل رو حل کنم
تک بیت
-
تاریخ: 1397/12/20 ساعت: 6:12
نیست مولانا ، جهان از شمس تبریزی پر است تشنه جانی کو و گرنه قحطی محبوب نیست
خطاب به ناشناس
-
تاریخ: 1397/12/20 ساعت: 6:12
آقا من قول داده بودم وقتی فهمیدم ماجرای سیاهچاله رو بیام و بگم. راستش همون روز فهمیدم ولی حالش نبود. خلاصه الان یادم اومد. از روی آدرس صفحه فهمیدم که درواقع بخش «دربارهی من» رو تغییر نام دادم و کردمش سیاهچاله. احتمالا واسه روزاییه که حالم زیاد خوب نبوده اما در عین حال فکر میکردم آدم بامزهای هستم :))...
دیگه از ما گذشته
-
تاریخ: 1397/12/20 ساعت: 6:12
مادر از طبقهی پایین صدامون کرد. ما هم به رسم کمی فراموش شدهای، روی پلهها شروع کردیم دویدن. که انگشت شست پامون همراهی نکرد و زیر تنمون پیچید و، شد آنچه شد :) داداش هم که پشت سر ما بود گفت، این حرکتا
مهاجرت
-
تاریخ: 1397/12/20 ساعت: 6:12
شاید کمی دیر اما ما هم به تلگرام مهاجرت خواهیم کرد. اینجا البته شاید، گاهی، مثل حالا، باز هم آپ بشه. اما اونجا احتمالا بیشتر مزخرفات من رو بتونید بخونید. محل زیست جدید ما: این آدرس رو توی تلگرام بزنید و روش کلیک کنید: @FaeziFard البته اتساین طبعا اولین حرفه، اینجا افتاده اون طرف :)
بلید رانر
-
تاریخ: 1396/9/4 ساعت: 19:35
بسم الله... نمی دانم فیلم بلید رانر را دیده اید یا خیر. به گمانم اما کمتر کسی این فیلم محصول 1982 را ندیده باشد. شاید معرفی فیلم بیشتر به تمسخر گرفتن خودم باشد که تا به امروز دست دست کرده بودم و دیدن این نووار تخیلی را به تعویق انداخته بودم. نمی خوام روده درازی کنم یا بگویم اینجای فیلم فلان است و کش...
برنامه ی جدید
-
تاریخ: 1396/7/14 ساعت: 7:48
به زودی شروع می کنم به قرار دادن بخش های داستان جدیدم توی وبلاگ.راستش انقدر که حرفم نمیاد برای وبلاگ، که حوصله ام سر رفت.البته نه اینکه حرفی نداشته باشم. که این مدت چیزای خیلی زیادی از آدما دیدم و می تونم یه گزارش چند هزار صفحه ای برای سفینه ی مادر ارسال کنم. ولی انگیزه ندارم انگار.+ شاید به مرض «نم...
کارگری
-
تاریخ: 1396/7/14 ساعت: 7:48
امروز کار ساختمانی پدر فرصت قدری کارگری را به من بخشید. فرصتی مقتنم که باید پاس داشته شود. شاید حتی باید اعضای دولت ها هر کدام یک هفته قبل از معارفه به کارگری مشغول شوند تا حساب خیلی چیزها دستشان بیاید. قصدم بحث سیاسی نیست بیشتر می خواهم بگویم که نیم روزی کار ساختمانی ان هم با دستکش بلایی سر دستمان ...
کوله بارت را خالی کن
-
تاریخ: 1396/6/25 ساعت: 13:07
همین الان تقریبا تمام وبلاگ هایی که در دو ماه اخیر بهشون سر نزدم رو -قطع دنبال کردن- کردم. و این یعنی چیزی نزدیک به همه دی: فکر می کنم سبک شدم. با اینکه واقعا ربطی نداره. ولی شاید یه استعاره است. یه استعاره که توی ذهن شکل می گیره از سبک شدن خود آدم. نمی دونم. در هر حال این کار رو کردم و امیدوارم کسی...